<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>آموزش و کاوش در یادگیری، رفتار و شناخت</title>
    <link>http://elc.journals.pnu.ac.ir/</link>
    <description>آموزش و کاوش در یادگیری، رفتار و شناخت</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نقش معنویت در کار در پیش بینی رشد حرفه ای و سلامت سازمانی معلمان متوسطه دوره اول</title>
      <link>http://elc.journals.pnu.ac.ir/article_13433.html</link>
      <description>هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش معنویت در کار در پیش بینی رشد حرفه ای و سلامت سازمانی معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان ممسنی بود. روش پژوهش کاربردی و از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق، تمامی معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان ممسنی به تعداد 303 نفر بود، که از این تعداد 170 نفر به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با محقق همکاری کردند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های استاندارد معنویت در کار میلین (2003)، رشد حرفه ای آکفیلت و کوت (2005) و سلامت سازمانی هوی و فیلدمن (1996) بود. برای توصیف داده ها از روشهای آمار توصیفی و برای تجزیه استنباطی داده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که نقش معنویت در کار در پیش بینی رشد حرفه ای و سلامت سازمانی معلمان مثبت و معناداری بود. بنابراین شایسته است که در جامعه هدف به منظور افزایش رشد حرفه ای و سلامت سازمانی توجه بیشتری به معنویت در کار شود. ایج حاصل از تحقیق نشان داد که نقش معنویت در کار در پیش بینی رشد حرفه ای و سلامت سازمانی معلمان مثبت و معناداری بود. بنابراین شایسته است که در جامعه هدف به منظور افزایش رشد حرفه ای و سلامت سازمانی توجه بیشتری به معنویت در کار شود. شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتباربخشی مفهومی الگوی برنامه درسی مهارت‌های زندگی دانش‌آموزان دوره ابتدایی با رویکرد داده‌بنیاد</title>
      <link>http://elc.journals.pnu.ac.ir/article_13485.html</link>
      <description>چکیدههدف پژوهش حاضر طراحی و اعتباربخشی مفهومی الگوی برنامه درسی مهارت‌های زندگی دانش‌آموزان دوره ابتدایی بود. پژوهش با رویکرد کیفی و روش داده‌بنیاد نظام‌مند انجام شد. مشارکت‌کنندگان شامل ۱۱ نفر از معلمان، مشاوران و مدیران مدارس ابتدایی، والدین و متخصصان برنامه درسی و روان‌شناسی تربیتی شهر بندرعباس بودند که به روش نمونه‌گیری نظری و با حداکثر تنوع انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق گردآوری و هم‌زمان در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شد. اشباع نظری در مصاحبه یازدهم تحقق یافت و ۱۱۸ کد باز در ۱۸ مقوله اصلی سازمان یافت. اعتبارپذیری الگو با بازبینی اعضا، مثلث‌سازی منابع، بررسی همتایان، مسیر ممیزی و توافق بین‌کدگذار و درون‌کدگذار بررسی شد. یافته‌ها نشان داد پدیده محوری، ضرورت طراحی و اجرای برنامه درسی مهارت‌های زندگی مبتنی بر چهار حوزه ذهنی، عاطفی، شغلی و سلامت است. چهار مقوله شرایط علی شامل فقدان محتوای آموزشی، چالش‌های اجرایی و ساختاری، عوامل اجتماعی و خانوادگی و موانع روان‌شناختی بود. ویژگی‌های رشدی، ساختار و فرهنگ مدرسه، نقش خانواده و رسانه و سیاست‌گذاری کلان، شرایط زمینه‌ای را شکل دادند؛ موانع اجرایی، چالش‌های خانوادگی-اجتماعی و محدودیت زیرساخت و بودجه نیز شرایط مداخله‌گر بودند. راهبردهای مدل شامل بازنگری برنامه رسمی، توانمندسازی معلمان، مشارکت خانواده و جامعه و روش‌های عملی همراه با ارزشیابی عملکردی است. پیامدها در سه سطح فردی-روان‌شناختی، اجتماعی-رفتاری و تحصیلی-بلندمدت تبیین شدند. الگو نشان می‌دهد آموزش مؤثر مهارت‌های زندگی مستلزم هماهنگی محتوا، نیروی انسانی، محیط مدرسه، خانواده و نظام ارزشیابی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثربخشی راهبردهای آموزش کارکنان بر پایه حیطه‌های آموزشی و شیوه‌های یادگیری: مطالعه‌ای موردی بانک ملی ایران</title>
      <link>http://elc.journals.pnu.ac.ir/article_13486.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تحلیل تفاوت اثربخشی روش‌های آموزش کارکنان در حیطه‌های مختلف یادگیری در بانک ملی ایران انجام شد. مطالعه حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی مبتنی بر داده‌های ثانویه سازمانی بود. جامعه پژوهش شامل ۱۴۱۶ دوره آموزشی برگزارشده در سال ۱۴۰۲ بود که اطلاعات ارزشیابی اثربخشی آنها در دسترس قرار داشت. برای تحلیل واکنش و یادگیری بر حسب روش آموزشی (سنتی، تعاملی، ترکیبی)، به ترتیب ۱۴۱۶ و ۵۹۰ مشاهده وارد تحلیل کروسکال&amp;amp;ndash;والیس شد. برای مقایسه یادگیری در حیطه‌های دانشی و مهارتی با کنترل پیش‌آزمون، ۴۸۴ مشاهده در تحلیل کوواریانس وارد شد. یافته‌ها نشان داد بین روش‌های آموزشی از نظر نمرات واکنش(17.07= &amp;amp;chi;&amp;amp;sup2;و0.001=p) و یادگیری(26.07= &amp;amp;chi;&amp;amp;sup2;و0.001=p) تفاوت معناداری وجود دارد و روش‌های تعاملی و ترکیبی عملکرد مطلوب‌تری نسبت به روش سنتی داشتند. پس از کنترل نمرات پیش‌آزمون، بین حیطه‌های دانشی و مهارتی در نمرات پس‌آزمون یادگیری تفاوت معناداری مشاهده شد(10.02=F و0.002=p). با توجه به ماهیت داده‌های ثانویه و عدم تخصیص تصادفی، نتایج در قالب تفاوت و ارتباط میان متغیرها تفسیر شد.این یافته‌ها می‌تواند در طراحی و بازنگری برنامه‌های آموزشی کارکنان، به‌ویژه در انتخاب روش متناسب با اهداف و حیطه یادگیری، مورد استفاده قرار گیرد و زمینه را برای بهبود برنامه‌ریزی آموزشی و افزایش اثربخشی دوره‌ها فراهم سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ترس از اشتباه کردن در کلاس درس: کاوشی بر تجربه زیسته دانش‌آموزان ابتدایی</title>
      <link>http://elc.journals.pnu.ac.ir/article_13487.html</link>
      <description>ترس از اشتباه کردن یکی از چالش‌های بنیادین در محیط‌های آموزشی است که می‌تواند روند یادگیری و مشارکت دانش‌آموزان را با اختلال مواجه کند اما ابعاد این تجربه از دیدگاه خود دانش‌آموزان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته دانش‌آموزان دوره ابتدایی درباره ترس از اشتباه کردن در کلاس درس انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام گرفت. مشارکت‌کنندگان شامل ۱۰ دانش‌آموز دختر پایه‌های پنجم و ششم دوره ابتدایی شهرستان آبیک، استان قزوین در سال تحصیلی 1405-1404 بودند که به روش نمونه‌گیری هدفمند مبتنی بر ملاک انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه عمیق نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با استفاده از روش هفت ‌مرحله‌ای کلایزی تحلیل شدند. یافته‌ها به شناسایی هفت مضمون اصلی شامل تجربه جسمانی و هیجانی شدید، قضاوت اجتماعی، نقش معلم، موقعیت‌های آشکارکننده عملکرد، معنای چندلایه اشتباه، سکوت و اجتناب و محیط امن انجامید. نتایج نشان داد که ترس از اشتباه تجربه‌ای چندبعدی است که علاوه بر واکنش‌های جسمانی و هیجانی، با نگرانی از قضاوت دیگران، واکنش معلم و موقعیت‌های آشکارکننده عملکرد دانش‌آموز مرتبط بوده و در برخی موارد به سکوت و اجتناب از مشارکت منجر می‌شد. در مقابل، محیط امن و حمایتگر و نگرش مثبت نسبت به اشتباه، زمینه پذیرش آن به‌عنوان بخشی از فرایند یادگیری را فراهم می‌ساخت. تجربه دانش‌آموزان نشان داد که معنای اشتباه تا حد زیادی تحت تأثیر نحوه مواجهه با آن در کلاس شکل می‌گیرد و می‌تواند از یک تجربه تهدیدکننده به فرصتی برای یادگیری مبدل گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل ساختاری تأثیر مدیریت 3I (ایده، اطلاعات، هوش) با میانجی‎گری استراتژی نوآورانه بر ارتقاء شهرت سازمانی</title>
      <link>http://elc.journals.pnu.ac.ir/article_13514.html</link>
      <description>در این پژوهش تأثیر مدیریت 3I بر ارتقا شهرت سازمانی با میانجی&amp;amp;lrm;گری استراتژی نوآورانه در قالب یک مدل علّی مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان بانک ملت شعبه سرپرستی خراسان شمالی بود. روش نمونه&amp;amp;lrm;گیری تصادفی ساده بود که در نهایت 210 پرسشنامه، مبنای تجزیه و تحلیل قرار گرفت. داده&amp;amp;lrm;های این پژوهش توسط سه پرسشنامه مدیریت 3I (ایده ،هوش ،اطلاعات) محقق ساخته، شهرت سازمانی فامبران و ون&amp;amp;lrm;ریل(2007) و استراتژی نوآورانه جعفری(1392) جمع آوری شد. بعد از تأیید روایی، پایایی پرسشنامه ها به ترتیب76/0، 87/0 و 75/0 با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید. نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه ها و تجزیه وتحلیل داده ها با روش معادلات ساختاری از طریق نرم افزارهای آماری SPSS 24 و AMOS16 نشان داد که مدیریت 3I بر شهرت سازمانی اثرگذار بوده و استراتژی نوآورانه رابطه بین مؤلفه های مدیریت 3I و شهرت سازمانی را میانجی‌گری می‌کند. می&amp;amp;lrm;توان نتیجه&amp;amp;lrm;گیری کرد که مدیریت 3I از طریق تقویت و هدایت استراتژی نوآورانه، نقش تعیین کننده&amp;amp;lrm;ای در ارتقای شهرت سازمانی در صنعت بانکداری دارد. به عبارت دیگر، استراتژی نوآورانه به عنوان مکانیسمی کلیدی، توانمندسازی بانک&amp;amp;lrm;ها برای تبدیل سرمایه&amp;amp;lrm;های نامشهود (نوآوری، هوش و علاقه) به اعتبار و جایگاه برتر در نزد ذینفعان را ممکن می&amp;amp;lrm;سازد. هم&amp;amp;lrm;چنین تلفیق رویکردهای مدیریت نوآور با راهبردهای هوشمندانه، نه تنها قابلیت&amp;amp;lrm;های درونی سازمان را افزایش می&amp;amp;lrm;دهد، بلکه به عنوان عاملی مؤثر در خلق تصویری مطلوب و رقابتی در فضای پویای صنعت بانکداری عمل می&amp;amp;lrm;کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
